دانلود فيلم جديد | ||
|
در سال ۲۰۱۴ يك اكشن كلاسيك جديد به كلكسيون سينما اضافه شد. اسمش «جان ويك» بود و به مردي (مرد كه چه عرض كنم؟ ماشين كشتار جمعي!) ميپرداخت كه به خاطر كشته شدن سگي كه از همسر مرحومش هديه گرفته بود، قاطي ميكند، چكش برميدارد، كف زيرزمينش را ميشكافد، كيفي پر از سكههاي طلا و سلاحهاي گرم و سرد را بيرون ميآورد و اينطوري فاش ميكند كه قبلا آدمكش خفني بوده است و راه ميافتد ميرود تا از كساني كه سگش را كشته بودند انتقام بگيرد؛ انتقامي كه به فروپاشي يك سازمانِ كلهگندهي مافيايي ختم ميشود. بله، به خاطر يك سگ، خيليها با سوراخ چاقويي در گردن يا گلولهاي لانه كرده در اعماق مغزشان با دنيا خداحافظي ميكنند. داستان آدمكشي حرفهاي و بامرامي كه براي انتقام، دوران بازنشستگياش را نيمه تمام ميگذارد و راه ميافتد تا تشكيلاتي را كه قبلا برايشان كار ميكرده با خاك يكسان كند، ايدهي قبلا كارنشدهاي به نظر نميرسد. اما چه شد كه «جان ويك» با چنين ايدهي اوليهي آشنا و نه چندان عميقي به يكي از مهمترين اكشنهاي قرن بيست و يكم تبديل شد و خيلي سريع به جايگاه كالتي در بين عاشقان اين ژانر صعود كرد؟ جواب چندان پيچيده نيست. «جان ويك» نه تنها تجربهي متفاوتي در فضاي جريان اصلي هاليوود بود، بلكه علاوهبر اجراي دقيق و كمنقصِ ايدهي اوليهاش كه سابقه نشان داده از هركسي برنميآيد، خيلي شگفتانگيزتر از چيزي بود كه در نگاه اول به نظر ميرسيد. اپيزود اول فصل جديد «فرار از زندان» با دستهاي روباتيك و ماشينهاي هك شده و آدمكشهاي مجهز به تفنگهاي صداخفهكندار و معرفي يك زندان جديد و خالكوبيهاي تازه و عشق برادرانهي مايكل و لينكلن بيشتر از هر چيز ديگري، حكم زنده كردن خاطرات گذشتهي طرفداران را داشت و به عنوان قسمتي كه صرفا جهت نوستالژيبازي ساخته شده بود احساس ميشد و در كارش فوقالعاده موفق بود. آن اپيزود در جايي به پايان رسيد كه فقط كمتر از يكي-دو دقيقه براي حضور شخصيت اصلي سريال جلوي دوربين وقت بود. اپيزود دوم اما كمي از سرعت ديوانهوار افتتاحيه ميكاهد و همانطور كه از اسمش پيداست (كانيل اوتيس)، كمبود مايكل اسكافليد در اپيزود اول را جبران ميكند و اكثر زمان اين اپيزود را به او اختصاص ميدهد؛ همان چيزي كه جايش در اپيزود افتتاحيه خالي بود. قسمت اول گرچه همهي ويژگيهاي معرف «فرار از زندان» را تيك زده بود، اما اصليترينشان را كم داشت و آن هم تماشاي مايكل در حال سر و كله زدن با سوراخ سنبهها و نقاط ضعف زندان و ريختن طرح دوستي با زندانيان است. نتيجه اپيزودي است كه اگرچه به خاطر قرار دادن مايكل در كانون توجه ديدني است، اما شامل مشكلاتي ميشود كه بعد از شروع اميدواركنندهي سريال، كمي دلسردكننده هستند. جواب اصلي اما خيلي سادهتر از اين حرفهاست. يكي-دو جا ديدم كه عدهاي در بخش كامنتهاي همين زومجي و سايتهاي ديگر در توصيف فيلم يك چيزي در اين مايهها نوشته بودند: «اين كجاش فيلم خوبيه. همهاش اكشنه. تازه يارو به خاطر سگش ميزنه همه رو ميكشه، چقدر مسخره». خب، دستتان درد نكند. ممنونم كه خيلي شيك و مجلسي دليل محبوبيت اين فيلم را توصيف كرديد. دربارهي لذتهاي اين فيلم ميتوان وارد جزييات شد، اما اگر بخواهم تمام اين قشرق را در يك كلمه خلاصه كنم، بايد بگويم «جان ويك» به خاطر همين جذاب است: سرراستبودن. «جان ويك» فيلم ساده، روشن و «فستفود»واري است. فيلم خوبي است، چون ايدهي داستاني بيمغزي دارد. چون اكشنهاي خوبي دارد. باور كنيد به راحتي چنين چيزي را نميتوان پيدا كرد و كافي است با چنين انتظاري سراغ فيلم برويد، تا از يك بيمووي درجهيك نهايت لذت را ببريد.بگذاريد با نكات نااميدكنندهي اين اپيزود شروع كنم؛ يكي از چيزهايي از وقوع آن در فصل پنجم ميترسيدم، عواقب ۹ اپيزودي شدن سريالي بود كه هميشه در هر فصل بالاي ۲۰ اپيزود داشته است. البته كه فصلهاي ۲۰ اپيزودي سريال هميشه منسجم نبودهاند و شامل اپيزودهاي بيخاصيت و فيلر متعددي ميشدند، اما در آن واحد ۹ اپيزود هم خيلي كم است و اين كاري كرده تا سريال وقت نداشته باشد تا به جز تلاش مايكل براي فرار، به حاشيههايش بپردازد. يكي از چيزهايي كه فصل اول «فرار از زندان» را به يكي از كلاسيكهاي تلويزيون تبديل كرده، مقدمهچيني طولانيمدت آن بود. نويسندگان در طول فصل اول طوري آرام آرام زندان فاكس ريور، حال و هواي آن و ساكنانش را مقدمهچيني و شخصيتپردازي كردند كه در اپيزودهاي آخر همچون مايكل از تمام سوراخ سنبههاي آن اطلاع داشتيم و هنگام تماشاي سريال انگار اين خودمان بوديم كه داشتيم روي چمنهاي حياط فاكس ريور قدم ميزديم. در يك كلام سريال يكجورهايي لحظه به لحظهي تبديل شدن جوانهي نقشهي مايكل به درختي بزرگ و تمام كساني را كه در تبديل كردن آن به اين درخت نقش داشتند يا قصد قطع كردنش را داشتند به تصوير كشيده بود. چنين چيزي با مقدار كمتري دربارهي زندان سونا در فصل سوم هم صدق ميكرد. ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
[ ۲۰ خرداد ۱۳۹۸ ] [ ۰۴:۱۲:۳۳ ] [ مهدي ]
[ ۱ ]
|
|
[ ساخت وبلاگ : ratablog.com] |